انتخابات سال 1396
در 20 می سال 1860 ، “ادوارد بوخنر” بيوشيميدان آلماني و برنده جايزه نوبل شيمي 1907 به دنيا آمد. بوخنر، اين جايزه را به دليل تحقيق در مورد فرآيند تخمير کربوهيدارت ها و تعيين آنزيم مسوول آن دريافت کرد.
بيشتر تاريخ بيوشيمي، تاريخ تحقيق آنزيمي است. کاتاليز بيولوژيکي براي نخستين بار در اواخر قرن 18 طي مطالعات انجام شده بر روي هضم گوشت با ترشحات معده انجام شد و بعدا با تبديل نشاسته به قندهاي ساده با بزاق ادامه يافت. اولين بار “لويي پاستور” کشف کرد که تخمير قند به وسيله الکل با خمير مايه کاتاليز مي شود. پس از پاستور نيز ادوارد بوخنر ثابت کرد که تخمير، توسط مولکولهايي تسريع مي شود که بعد از جدا شدن از سلولها، همچنان فعاليت خود را ادامه مي دهند. “فردريک کوهن” اين مولکولها را “آنزيم” ناميد.
جداسازي و کريستاليزه کردن آنزيم “اوره آز” نيز در سال 1926 توسط “جيمز سامند” منجر به رفع موانع در مطالعات اوليه آنزيم شناسي شد. همچنين در سال 1918 ادوارد بي لوييس دانشمند ژنتيک آمريکايي و يکي از برندگان جايزه نوبل پزشکي و فيزيولوژي 1995 به دنيا آمد. لوييس اين جايزه را به دليل تحقيق در مورد ژن هاي کنترل کننده تکامل رويان مگس ميوه دريافت کرد.
کشف ژني که بلوغ را در مگس ميوه کنترل مي کند به محققان در شناخت چگونگي بلوغ انسان کمک مي کند . محققان دانشگاه يوتا ژني را يافته اند که براي تنظيم بلوغ در اين حشرات حائز اهميت است. اين محققان با غيرفعال کردن ژني که توليد يک هورمون را در مگس ميوه کنترل مي کند، لاروهاي اين حشره را وادار کردند پيش از رسيدن به مرحله بلوغ به بزرگسالي برسند،اما محققان اخطار داده اند که همه آزمايشات انجام شده بر روي حيوانات قابل اجرا در انسان نيستند. دانشمندان نتيجه گرفتند که ژن DHR4 با هماهنگ کردن نحوه پاسخ هورمون ها زماني که لارو حشره به وزن کافي رسيده و ذخيره انرژي کافي براي آغاز تغييرش به دست آورده باشد ، زمان بندي متافورفور از يک لارو تا يک حشره بزرگسال را کنترل مي کند.
سرپرست اين تحقيق مي گويد: چرخه زندگي ما شامل مراحل تکامل جنيني ، رشد بلوغ، پيري و بالاخره مرگ است. ما از نحوه تکامل جنين و روند پير شدن در سطح ملکولي آگاهي داريم اما انتقال از مرحله رشد تا بلوغ به خوبي شناخته نشده است. وي معتقد است که مطالعه بر روي مگس ميوه به کسب چشم اندازهايي درباره چگونگي اين فرآيندها شامل زمان بلوغ و خوربلوغ در موجودات عالي تر کمک مي کند. شايد به کمک اين يافته ها دريابيم چرا يک کودک دلربا به يک نوجوان گستاخ تبديل مي شود. شايد اين مطالعات در يافتن فرآيندهاي جنين انسان باشد، اما آخرين يافته ها مطمئنا راهگشاي درمان آکنه يا کاهش گستاخي نوجوانان نبوده اند. تکامل ويژگي هاي ثانويه جنسي تحت کنترل هورمون هاي مخصوص، پديده ويژه در پستانداران است.
ابوالقاسم فردوسی توسی (۳۲۹ هجری قمری – ۴۱۶ هجری قمری، در توس خراسان)، شاعر حماسهسرای ایرانی و سرایندهٔ شاهنامه، حماسهٔ ملی ایران، است. برخی فردوسی را بزرگترین سرایندهٔ پارسیگو دانستهاند، که از شهرت جهانی برخوردار است. فردوسی را حکیم سخن، حکیم توس و استاد سخن گویند. فردوسی دهقان و دهقانزاده بود. او آغاز زندگی را در روزگار سامانیان و همزمان با جنبش استقلالخواهی و هویتطلبی در میان ایرانیان سپری کرد. در نگاهی کلی دربارهٔ دانش و آموختههای فردوسی میتوان گفت او زبان عربی میدانست، اما در نثر و نظم عرب چیرگی نداشت. او پهلویخوانی را بهطور روان و پیشرفته نمیدانست، اما بهگونهٔ مقدماتی مفهوم آن را دریافت میکرد. بههرروی، در شاهنامه هیچ نشانهای دربارهٔ پهلویدانی او نیست. پژوهشگران سرودن شاهنامه را برپایهٔ شاهنامهٔ ابومنصوری از زمان سی سالگی فردوسی میدانند. تنها سرودهای که روشن شده از اوست، خود شاهنامه است. سرودههای دیگری نیز از برای فردوسی دانسته شدهاند، که بیشترشان بیپایه هستند. نامورترین آنها مثنویای به نام یوسف و زلیخا است. سرودهٔ دیگری که از فردوسی دانسته شده، هجونامهای در نکوهش سلطان محمود غزنوی است. شاهنامه پرآوازهترین سرودهٔ فردوسی و یکی از بزرگترین نوشتههای ادبیات کهن پارسی است. فردوسی شاهنامه را در ۳۸۴ ه.ق، سه سال پیش از برتختنشستن محمود، بهپایان برد و در ۲۵ اسفند ۴۰۰ ه.ق برابر با ۸ مارس ۱۰۱۰ م، در هفتاد و یک سالگی، تحریر دوم را به انجام رساند.
در8 می سال 1828 ، “ژان هانري دونان” موسس جمعيت صليب سرخ متولد شد.
روز هشتم مي به همين مناسبت روز جهاني صليب سرخ نام دارد. صليب سرخ، نام سازماني بين المللي است که درنتيجه مساعي دونان و براي تخفيف آلام انساني، و حفظ و پيشرفت بهداشت عمومي، بر طبق موافقتنامه ژنو درسال 1864 تشکيل شد.
در سال 1859 در يک دهکده ايتاليايي به نام سولفرينو جنگ خونيني ميان قواي اتريش و متحدان فرانسوي و ساردني رخ داد که در مجموع حدود 50 هزار نفر تلفات به همراه داشت. دونان که خود شاهد اين جنگ و پيامدهاي آن بود و کتابي نيز درباره آن نوشت، پيشنهاد تشکيل جمعيتهاي امدادي داوطلب براي تسکين آلام اين گونه آسيب ديدگان از جنگ را ارائه داد.
او پيشنهاد کرد خدمت به زخميهاي نظامي ، فعاليتي بي طرف محسوب شود. “انجمن امور عام المنفعه ژنو” با علاقه وافر از پيشنهاد وي استقبال کرد. به دنبال پيشنهاد دونان، يک کنفرانس بين المللي با شرکت نمايندگان 16 کشور در ژنو تشکيل و موافقتنامه 1864 براي بهبود وضع مجروحان و رنجوران نظامي ميدان جنگ تدوين شد و به امضاي نمايندگان 12 دولت از کشورهاي شرکت کننده رسيد.
در اين موافقتنامه بي طرف شمردن متصديان خدمات پزشکي نيروهاي مسلح، رفتار انساني با زخميها و بي طرفي غير نظامياني که داوطلبانه به کمک زخميهاي جنگ مي شتابند مورد تاييد قرار گرفت. همچنين مقرر شد که از آن پس علامت سرخ رنگ صليب نيز به عنوان يک علامت بين المللي به منظور مشخص ساختن افراد و وسايلي کمک رسان به آسيب ديدگان از جنگ ، مورد استفاده قرار گيرد.علت انتخاب صليب سرخ به عنوان علامت بين المللي نيز به مليت سوييسي دونان و پرچم آن کشور بر مي گردد.
اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی چه میان نقش دیوار و میان آدمیت
خور و خواب و خشم و شهوت شغبست و جهل و ظلمت حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت
به حقیقت آدمی باش وگرنه مرغ باشد که همین سخن بگوید به زبان آدمیت
مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی که فرشته ره ندارد به مقام آدمیت
اگر این درندهخویی ز طبیعتت بمیرد همه عمر زنده باشی به روان آدمیت
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت
طیران مرغ دیدی تو ز پایبند شهوت به در آی تا ببینی طیران آدمیت
نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم هم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت
![]()
میگویند تاریخ را فاتحان مینویسند اما در واقع این جمله برای تسلی کسانیست که نامشان از قلم مورخان دور مانده است. برای سال های سال، کتب علمی، جریان الکتریسیته و برق را تنها به یک نام، یعنی «توماس ادیسون» نسبت داده اند در حالیکه به نابغه ای که تکنولوژی پیشگامانه او در زمینه برق واقعا توانست به جهان پیشرفته نیرو ببخشد، در تاریخ علم و دانش کمتر اشاره شده است. تا پیش از ورود به قرن بیستم، برق همچنان یک کنجکاوی علمی محض باقی مانده بود و هنوز هم بسیاری نسبت به کارایی آن تردید داشتند اما این «نیکولا تسلا» بود که بیش از هر فرد دیگری این مسیر را تغییر داد. در حقیقت تحقیقات پیشگامانه تسلا در زمینه برق تنها بخشی از نوآوری ها و اختراعات علمی بود که باعث شد تا وی در حد یک «الهه علم» در جهان مشهور شود. در واقع، «تسلا» نه تنها در کارها و پیشرفت های پیشینیان خود تحول ایجاد کرد، بلکه با پیشی گرفتن از دانشمندان معاصر خود، گامی بلندتر در این مسیر برداشت. همانطور که یک ستاره موسیقی باید برای رسیدن به عنوان «الهه موسیقی» جهان باید قطعاتی بی نظیر ساخت، در علم هم همین قانون صدق می کند چرا که باید آن قدر ماشین های نوآورانه و خلاقانه ساخت تا بلکه یکی از آنها به اختراعی علمی تبدیل شود. علاوه بر تمامی این ها، چنین مخترعی باید ویژگی های متمایزی چون غیر عادی بودن، بصیرت و انگیزه و توان تحمل مشقت ها و ریاضت در راه علم را هم داشته باشد. در واقع، «نیوکلا تسلا» چنین فردی بود.
![]()
یوزپلنگ یا یوز (نام علمی: Acinonyx jubatus)، جانوری مهرهدار و پستاندار از راستهٔ گوشتخواران، خانوادهٔ گربهسانان است. این جانور در گذشته در بیشتر مناطق آفریقا و گستره وسیعی از آسیای مرکزی و شبهقاره هند یافت میشد، اما امروزه با کاهش شدید جمعیت روبرو شدهاست. از میان دو زیرگونهٔ اصلی یوزپلنگ، یکی از زیرگونهها که با نام «یوزپلنگ آسیایی» شناخته میشود در خطر جدی انقراض است و تعداد کمی از آن در دشتهای مرکزی ایران به بقا ادامه میدهند.
بدن یوزپلنگ در درازای چندین میلیون سال به گونهای پیشرفت پیدا کردهاست که این جانور بتواند به طور معمول توانایی حرکت با سرعتی برابر با ۱۱۲ کیلومتر در ساعت را داشته باشد و البته برای مدت کوتاه با سرعتی برابر با ۱۲۰ کیلومتر بر ساعت هم توانای دویدن را دارد. سرعت یوزپلنگ در عرض ۲ ثانیه پس از شروع دویدن به ۷۵ کیلومتر در ساعت میرسد که از شتاب بسیاری از خودروهای مسابقهای نیز بیشتر است. البته میانگین سرعت حرکتی یوزپلنگ برابر با ۶۴ کیلومتر بر ساعت است. اندام باریک، پاهای لاغر و بلند، قفسه سینهای کم پهنا ولی عمیق و جمجمهای کوچک، ظریف و گرد، یوز را به سریعترین جانور روی زمین تبدیل کردهاست.
این جانور به آسانی از دیگر گربهسانان تشخیصپذیر است و آن را نه تنها از روی خالهای روی بدن میتوان متمایز کرد، که بدن باریک و کشیده، سر کوچک، چشمهای بالا قرار گرفته و گوشهای کوچک و تا حدودی پهن شمایلی یکتا به او میدهند. طعمهٔ معمول یوزها آهوها (به ویژه آهوی تامسون)، ایمپالا و دیگر پستانداران سمدار حداکثر تا ۴۰ کیلوگرم وزن هستند. یک نر بالغ تنها هر چند روز یک بار شکار میکند اما مادههای دارای توله تقریباً هر روز به شکار میپردازند. در حالی که سایر گربهسانان شکارچیان شب هستند، یوزها عمدتاً روزها فعال بوده و اغلب در اوایل بامداد و غروب آفتاب به سراغ طعمههای خود میروند.